دلایل افزایش مهاجرت از ایران

مصطفی اقلیما (رئیس انجمن علمی مددکاری ایران)
۱۹ آبان ۱۳۹۹ | ۱۵:۳۸ کد : ۲۴۵۵۵ دیدگاه
این جای تاسف است که شهروندان ایرانی به هرقیمتی حاضر به مهاجرت می‌شوند و با اینکه می‌دانند امکان دارد جان خودشان را از دست بدهند باز هم مهاجرت می‌کنند. آنها تمام این خطرات را به جان می‌خرند تا شاید آینده خودشان یا فرزندان خودشان را تامین کنند. آنها مهاجرت می‌کنند چون ما راه دیگری برای آنان باقی نگذاشتیم. جالب است بدانید که بعد از گرانی چندین و چند باره ارز برخی شهروندان به این دلیل ناراحت و نگران بودند که شاید امکان مهاجرت پیدا نکنند.
دلایل افزایش مهاجرت از ایران

این جای تاسف است که شهروندان ایرانی به هر قیمتی حاضر به مهاجرت می‌شوند و با اینکه می‌دانند امکان دارد جان خودشان را از دست بدهند باز هم مهاجرت می‌کنند. آنها تمام این خطرات را به جان می‌خرند تا شاید آینده خودشان یا فرزندان خودشان را تامین کنند. آنها مهاجرت می‌کنند چون ما راه دیگری برای آنان باقی نگذاشتیم. بحث مهاجرت امروز یک موضوع اجتماعی و کلان محسوب می‌شود. اگر فقط همین خانواده یا چند مورد دیگر مهاجرت داشتیم، می‌توانستیم موضوع را فردی بررسی کنیم و بگوییم آن فرد یا افراد چه مشکلاتی داشتند که مجبور به مهاجرت شده و در نهایت متاسفانه جان خودشان را از دست دادند. موضوع مهاجرت امروز یک رشد و افزایش چشمگیری پیدا کرده است و باید نسبت به آن دغدغه داشت.مهاجرت یک پدیده‌ای است که طی 4 دهه اخیر روند رو به رشدی را همواره داشته و اگر بخواهیم این پدیده را برطرف کنیم نیازمند یک برنامه دقیق‌، بنیادی و البته بلندمدت هستیم.

مهاجرت ایرانیان تا قبل از انقلاب خیلی محسوس و معنادار نبود، درصد مهاجرت‌هایی که قبل از انقلاب رخ می‌داد، عموما برای تحصیل و آموزش بود و محصلان و فارغ‌التحصیلان در نهایت برای ادامه زندگی به ایران برمی‌گشتند. آنان می‌توانستند در همان کشور اروپایی یا آمریکایی برای ادامه زندگی بمانند ولی ترجیح می‌دادند که در کنار خانواده خودشان و در ایران باشند.البته در این میان به صورت موردی و جزیی بودند کسانی که به آمریکا یا اروپا مهاجرت می‌کردند که این تعداد و میزان از مهاجرت در هر کشوری می‌تواند طبیعی و معمول باشد. هرچند که در همان زمان نیز مقصد مطلوب ایرانیان آمریکا بود و شهروندان کمتری بودند که به اروپا مهاجرت می‌کردند. چراکه در اروپا ، شما با هرتخصص و دانشی در نهایت یک خارجی محسوب می‌شوید ولی در آمریکا چنین دیدگاهی وجود نداشت و ایرانیان راحت‌تر به این کشور مهاجرت می‌کردند. اولین گروه و موج مهاجران از ایران، کسانی بودند که با حکومت جدید مخالفت داشتند و یا به نوعی در ارتباط با دربار یا شاه بودند و نمی‌توانستند در ایران بمانند و مهاجرت کردند. این مهاجران البته جمعیت زیادی نداشتند ولی به هرحال شروع جریان مهاجرت بودند.بعد از آن و با شروع جنگ و تعطیلی مراکز علمی و دانشگاه‌ها، موج دوم مهاجرت‌ها شکل گرفت که این افراد عموما دانشجویان و یا محصلانی بودند که قصد ادامه تحصیل یا تخصص داشتند و با همین هدف تصمیم به مهاجرت گرفتند. ولی از موج سوم به بعد مهاجرت‌ها کمی تفاوت پیدا کرد. گروه اول کسانی بودند که با شروع جناح‌بندی‌های سیاسی و به دلایل مسائل سیاسی تصمیم به مهاجرت گرفتند.تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری به ویژه بین فارغ‌التحصیلان باعث شد که موج بعدی مهاجران، نخبگان علمی کشور باشند. آنها به امید ادامه تحصیل و اشتغال متناسب با تخصص و رشته‌های تحصیلی خودشان مهاجرت کردند که این رویه هنوز هم ادامه دارد که البته با گرانی چندبرابری ارز تا حدودی تحت تاثیر قرار گرفته است.ما طی یک دهه اخیر شاهد آن هستیم که قشری از مردم که نه نخبه علمی محسوب می‌شوند و نه در دسته‌بندی‌های سیاسی هستند به مهاجرت رو آوردند. این افراد شاید هیچ دغدغه سیاسی نداشته باشند ولی فقر، بیکاری، کاهش امنیت اقتصادی، اجتماعی و روانی باعث شده تا آنان به ادامه زندگی در جایی به جز ایران فکر کنند. آنها امروز به این فکر می‌کنند که ولو به عنوان کارگر در یک کشور دیگری باشند ولی در ایران بیکار و فقیر نمانند.

شاید امروز بسیاری از مهاجران ایرانی در کشورهای مختلف با مشکلات مختلفی درگیر باشند،همین حالا اگر با همان ایرانیانی که در شرایط سخت جزیره پاپوآ گینه‌نو زندگی می‌کنند، صحبت کنید می‌گویند که حاضر نیستند به ایران برگردند. چراکه یا از خانواده و اقوام و آشنایان خجالت می‌کشند و یا زندگی در همان جزیره را به ایران ترجیح می‌دهند.ما امروز شاهد آن هستیم که علیرغم تمام قوانین و موانعی که کشورهای اروپایی یا آمریکایی وضع کردند ولی برخی از شهروندان ایرانی حاضر هستند که تمام خطرهای مالی و جانی را به امید زندگی در یک شرایطی بهتر از ایران به جان بخرند. مگر رسانه‌های داخلی کم از خطرات جانی و مالی سفرهای قاچاق به اروپا و آمریکا می‌گویند، ولی چرا شهروندان ایرانی بازهم مهاجرت می‌کنند؟ چون امید ندارند.بیکاری فقط تبعات مالی برای افراد ندارد،کسی که شغل ندارد حتی نزد خانواده خودش مدام تحت فشار رفتاری و روانی است. فرهنگ جامعه چنین است که یک فرد بیکار، شخصیت اجتماعی هم ندارد و این وضعیت درباره فارغ‌التحصیلان بیکار شدت بیشتری دارد و آن فرد را در فشار بدتری قرار می‌دهد. بنابراین آن فرد بیکار با خودش فکر می‌کند که به فلان کشور مهاجرت کنم و کارگری می‌کنم ولی این سرکوفت‌ها و تخریب‌ها را تحمل نمی‌کنم.مسئولان کشور در بحث مهاجرت فقط صورت مساله را پاک کردند و دنبال ریشه‌ها و علل این پدیده نبودند،طبق آماری، دولت برای همین تعداد شهروندانی که سالانه از ایران به کشورهای ثانویه مهاجرت می‌کنند، تقریبا حدود 10 میلیارد دلار هزینه کرده تا تحصیل کنند و بتوانند در آینده خودشان شغل مناسب و در خدمت جامعه و کشور داشته باشند. افزایش نرخ مهاجرت به معنای افزایش هدر رفتن این منابع ملی است.
این جای تاسف است که شهروندان ایرانی به هرقیمتی حاضر به مهاجرت می‌شوند و با اینکه می‌دانند امکان دارد جان خودشان را از دست بدهند باز هم مهاجرت می‌کنند. آنها تمام این خطرات را به جان می‌خرند تا شاید آینده خودشان یا فرزندان خودشان را تامین کنند. آنها مهاجرت می‌کنند چون ما راه دیگری برای آنان باقی نگذاشتیم. جالب است بدانید که بعد از گرانی چندین و چند باره ارز برخی شهروندان به این دلیل ناراحت و نگران بودند که شاید امکان مهاجرت پیدا نکنند. اولین و مهمترین راهکار، بازگشت شایسته‌سالاری و نخبه‌گرایی به کشور است. مسئولان باید در سطح تخصص و توانایی خودشان و سرجای خودشان قرار بگیرند. اگر شایسته سالاری رعایت شود، آن زمان کشور یک برنامه درست پیدا خواهد کرد و همه این برنامه‌ها اجرایی می‌شوند. امروز مسئولان فقط شعار می‌دهند.

 

کلید واژه ها: مهاجرت افزایش مهاجرت مهاجرت شهروندان شایسته‌سالاری نخبه‌گرایی


( ۸ )

نظر شما :

جامعه شناس ۰۶ آذر ۱۴۰۰ | ۱۶:۵۲
این معضل فقط از جانب زنانیست که بیش از سه فرزند بدنیا میآورند.نمیتوان مثل کبک سر در برف فرو برد و باعث و بانی این گرفتاریهای اقتصادی را به گردن عوامل دیگر انداخت.تا زمانی که تنظیم خانواده تا سقف سه فرزند (دوتا خوبه سه تا بسه) در سازمان ملل برای همیشه و به طور مستمر تصویب نشود همچنان این مشکلات اقتصادی که مهاجرت یکی از مشتقات همین مشکلات اقتصادیست نه فقط در ایران بلکه در سراسر جهان سال به سال قوت و شدت بیشتری میگیرد.بله مسئولین تمام دنیا مقصرند اما تنها از این نظر مقصرند که این اصل اساسی رعایت تنظیم خانواده تا سقف سه فرزند تحت عنوان شعار (دوتا خوبه سه تا بسه) را در سراسر این کره خاکی نهادینه نمیکنند.به همین سادگی