تشکل‌ها و انجمن‌ها عاملان اصلی پیشرانی فعالیت دانشجویی در دانشگاه

جلیل سحابی (استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج)
۳۰ آذر ۱۳۹۹ | ۱۱:۲۸ کد : ۲۶۰۱۱ جستارهای فرهنگی
تشکل‌ها و انجمن‌ها عاملان اصلی پیشرانی فعالیت دانشجویی در دانشگاه

 یکی از مقاطع مهم نسلی، فعالیت در دوران دانشجویی است که در ارتباط با انجمن‌ها و تشکل‌های مختلف علمی، صنفی و سیاسی شکل می‌گیرد. نسلی که معمولا به دور از مشکلات روزمره زندگی، سعادتمند و آرمان‌خواه بوده و تخیلات و رویاهایی در سر می‌پروراند. در مقابل این ایده، اما افلاطون بر خلاف نظری که جوانی را سعادت‌مندترین دوره زندگی می‌داند، در مدخل جمهوریت می‌نویسد که پیری سعادتمندترین زمان زندگی است، زیرا انسان از کشاننده جنسی، که پیش از آن آرامش او را مدام بر هم می‌زده، خلاصی یافته است. به هر حال جوانی زمان ناآرامی است و پیری دوران آرامش. نداشتن توهم، خصوصیت مهم سالمندی است: پندارهای خیالی که تا این زمان به زندگی جلوه می‌دادند و محرک تلاش‌ها بودند اکنون، از میان رفته‌اند. آدمی همه جلال و جبروت جهان، به‌‌ویژه زرق و برق و شکوه ظاهری آن را شناخته و دریافته است که در پس غالب چیزهای مطلوب و لذت‌های محبوب ارزش چندانی وجود ندارد و به تدریج به فقر و خلاء بزرگ وجود مادی انسان واقف می¬شود. در پیری مرگ و در جوانی زندگی در برابر ماست.
     یکی از مباحثی که در دوران فعالیت دانشجویی محل بحث و مناقشه است انفعال یا عدم انفعال دانشجو در محیط دانشگاه است. در این ارتباط عده‌ای بر بستر، ساختار و زمینه فعالیت دانشجویی متمرکز‌اند و بر این باورند مادامی که بستر و زمینه فعالیت علمی، صنفی، سیاسی و فرهنگی برای دانشجویان مهیا باشند دانشجویان معمولا کنشگرانی فعال بوده و در راستای ایفای نقش اجتماعی، صنفی و علمی و کمک به حل مسائل جامعه و گرایش به تغییر، نقش تسهیل‌گری دارند. مارکسیسم و کارکردگرایی دو نظریه تکاملی در مورد تاریخ و جامعه هستند که بر ساختار تاکید داشته و عاملیت انسان را نادیده می‌گیرند. این مساله در عباراتی که در این رویکردها غالب است بیانگر نادیده¬گرفتن نقش کنش‌گر در فعالیت‌های روزمره است. برای مثال دورکیم در واقعیت اجتماعی نقش اصلی را به ساختارها می‌دهد. مارکس و تا حدود زیادی وبر نیز ساختارگرا هستند. عده‌ای دیگر در مقابل ساختار، بر نقش عاملیت تاکید دارند و کنش‌گران را موجوداتی فعال و خلاق تصور می‌کنند که علیرغم تاثیرپذیری از ساختارها می‌توانند نقش کارگزار تغییر را نیز بازی کنند. این گروه تحت عنوان جامعه‌شناسی‌های خلاق از رویکردهایی چون کنش متقابل‌گرا تا پدیدارشناسی عاملان اجتماعی را پیشران تحول می‌دانند نه ساختارها را. چرا که ساختارها گرایش به ثبات دارند و روحیه محافظه‌کاری تولید می‌کنند در حالیکه روح فعالیت دانشجویی تحول¬گرایی است و تحول‌گرایی با ساختارها محقق نمی‌شود گرچه وجود ساختارها ضروری هستند. سخن این نوشتار این است که در زمینه فعالیت دانشجویی، دانشجویان طلایه‌دار و فعالی که دغدغه اجتماعی، فرهنگی دارند می¬توانند با تشکیل تشکل‌های مختلف دانشجویی برای رسیدن به اهداف و آرمان‌ها نقش‌آفرینی کنند و این نقش‌آفرینی وابسته به وجود حداقلی از سرمایه اجتماعی در قالب همبستگی و اعتماد بین دانشجویان است.
در مقایسه با رویکردهای نظری که اهمیت عامل انسانی را تنزل می دهد گیدنز استدلال می‌کند که عاملان انسانی در اجرای کنش، از ساختارهای اجتماعی استفاده می کنند تا تعامل اجتماعی را انجام دهند و با انجام چنین کاری در خلق دوباره ساختارها و نهادها سهیم هستند.
     بخش عمده‌ای از تحلیل‌های اجتماعی بوردیو حول تاکید بر عوامل اجتماعی و ساختاری و نادیده گرفتن عاملیت فردی و کنش‌گران می‌چرخد. بنابراین عاملان جامعه تمایل دارند برای شهرت، برای سرمایه نمادین، در حوزه‌های تفکر و عمل، رقابت کنند. تاثیر و مهارت فرهنگی آنها در هر حوزة خاصی از عمل به گرد آمدن سرمایه فرهنگی مربوطه، منابع فرهنگی که آنها می توانند به طور استراتژیک صرف حوزه‌های در آمیخته عمل خود کنند وابسته است.
     با نگاهی به عملکرد چندساله اخیر تشکل‌ها و انجمن‌های علمی، صنفی و سیاسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج به وضوح مساله عاملیت اجتماعی به عنوان محوریت فعالیت‌های دانشگاهی خود را نمایان می‌سازد. انجمن‌های فعال در چند سال اخیر از انجمن‌های دامپزشکی، پرستاری، عمران و معماری گرفته تا انجمن اسلامی و انجمن‌های علمی حقوق، علوم اجتماعی، روانشناسی و حسابداری بیانگر نقش فعال کنشگران از سویی و وجود سرمایه اجتماعی از سوی دیگر است. انجمن‌هایی که هر کدام در مقطعی با وجود چند دانشجوی طلایه‌دار و فعال زمینه برگزاری نشست علمی، همایش، برگزاری کلاس‌های آموزش  و کارگاهها، دوره و اردوهای علمی را در رقابت با هم قطاران خویش جهت اثرگذاری و رسیدن به سرمایه نمادین مهیا کرده و با فارغ‌التحصیلی همین دانشجویان، آن انجمن با همان بستر، شرایط و با وجود تجارب پیشینیان و حمایت مجموعه دانشگاه به حالت انفعال برگشته‌اند. عقلانیت و پرهیز از فعالیت‌های مخرب یکی دیگر از ویژگی‌های فعالیت‌های دانشجویی در چند سال اخیر دانشجویان در سنندج بوده است. بر خلاف جنبش‌های دانشجویی دهه 60 و 70 اروپا که از خشونت به عنوان نماد فعالیت استفاده می‌کردند دانشجویان در سنندج به دنبال فعالیت‌های علمی، فرهنگی و صنفی-سیاسی در قالب تعریف شده دانشگاه بوده و نماد امید بوده اند.
     با این وجود در سوی دیگر، وجود سرمایه اجتماعی و تاکید بر روابط بین عامیلت را به عنوان عامل فعالیت دانشجویان و دوری از انفعال می‌توان در قالب همان بحث دوری از ساختار و نگاه به عاملیت ذکر کرد. در دوره‌ای که دانشجویان به لحاظ سنی به هم نزدیک بوده و در فعالیت مشترکی بر سر اصولی با هم مشارکت داشته و به هم اعتماد نموده‌اند زمینه فعالیت مهیا شده و دست به اقدامات ماندگاری در دوران دانشجویی خود زده‌اند. همکاری و هماهنگی دانشجویان در قالب تشکل‌های دانشجویی که به هم اعتماد دارند عامل این اثرگذاری است. در واقع اعتماد بخش اصلی سرمایه اجتماعی است که در بین دانشجویان به وفور یافت می‌شود. دانشجویان در این دوره به عنوان یک نسل خود را وقف فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی نموده و در این راستا به نفع فردی نیز رسیده‌اند. می‌توان گفت مهم‌ترین نفع فردی در این زمینه، هویت‌یابی است. گروهی که معمولا بعد از سال‌های تحصیل در دبیرستان به دنبال استقلال از خانواده و جامعه گشته و این تشکل‌ها هویت جدید را به آنها اعطا نموده است. در مقابل غیبت همین عنصر سرمایه اجتماعی کلاف سردرگمی ایجاد کرده که با وجود داشتن دغدغه و مسائل و مشکلات چند سال اخیر نتوانسته‌اند زمینه فعالیت مشترکی را تعریف نمایند. گواه این قضیه عدم فعالیت دانشجویان در سه یا چهار سال اخیر است که علیرغم وجود اساسنامه فعالیت علمی-صنفی دانشجویان و وجود ردیف بودجه، عملا اکثر انجمن‌های علمی فعالیتی ندارند و این گزاره را تایید می¬کند که ساختارها برای هرگونه فعالیتی لازم و ضروری، اما کافی نیستند. تنها انجمن‌ها و گروه‌هایی به فعالیت خود ادامه می‌دهند که از سنت همکاری و همبستگی برخوردار باشند. برای نمونه دانشجویان ورودی 85 و 86 معماری و علوم اجتماعی که از این سنت همکاری و همبستگی برخوردار بودند در دانشگاه فعالیت‌های ماندگاری از برگزاری کلاس‌های آموزشی زبان کردی گرفته تا برگزرای اردو و نشست علمی از خود بر جای گذاشته‌اند.
از اینرو اگر چه بر اساس نظر دورکیم ساختارها شیوه اندیشه، فکر و عمل ما را محدود و مشخص می‌کنند و یا به نظر مارکس ما در شرایط و جبر محیطی دست به فعالیت می‌زنیم، در زمینه تحلیل فعالیت دانشجویان باید نقش اصلی را  به کنش‌گران و عاملان اجتماعی داد. حتی در شرایطی که زمینه فعالیت دانشجویی مهیا نبوده است دانشجویان با همدلی و همبستگی سعی در ایفای نقش خود داشته‌اند. عاملان اجتماعی و دانشجویان به قول مانهایم طلایه‌دار فعالیت‌های دانشجویی و صنفی در دانشگاه هستند. این دانشجویان طلایه‌دار و فعال هستند که در قالب تشکل‌های گوناگون محیط دانشگاه را از رکود و انفعال خارج کرده و زمینه تغییر و تحول و فعالیت‌های اثرگذار از قبیل نشست‌ها و جشنواره‌ها می‌شوند. عدم وجود این عاملان و طلایه‌داران زمینه رکود فعالیت‌های دانشجویی را مهیا می‌کند. این اتفاقی است که در سه، چهار سال اخیر رخ داده است. دانشجویان طلایه‌داری که حاضر به مشارکت در فعالیت‌های گروهی نبوده و عملا خبری از تغییر، دگرگونی و تحول فرهنگی نیست. کوتاه سخن آنکه در دوره‌ای که دانشجویان طلایه‌دار در هر گروهی فعالیت داشته‌اند دانشگاه و گروه فعالی در دانشگاه وجود داشته و در این دوره با غیبت این تیپ از دانشجویان، انفعال پدیده غالب است.

 

کلیدواژه‌ها: تشکل های دانشجویی انجمن فعالیت های دانشجویی سنندج


نظر شما :